محمد مهريار

107

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

ديه‌هايى داريم به نام استلك و در شاهى مازندران و سارى دو ناحيت را به نام استلسر داريم و ناحيهء ديگرى به نام استلج در قزوين و ناحيه‌اى به نام استلخين در سيرجان . دقت در همهء اين اسامى كه باز هم بىشك امثال آنها را مىتوان در اطراف كشور يافت نشان مىدهد كه آنچه دربارهء استهلك ( معادل « استلك » با تخفيف و « استلج » با تحريف ) گفته‌ايم همه صحيح و قابل اتكاست . اسفاجرد Esf jerd اين واژه نام ديهى است در دهستان « كنار رودخانه » از شهرستان گلپايگان « 1 » اين ديه چندان بزرگ نيست و جمعيت آن در سال 1345 حدود 204 نفر برآورد كرده‌اند . « 2 » من خود آن را با همهء اشتياقى كه به تحقيق دربارهء آن داشته‌ام نديده‌ام . در آنچه از اين و آن پرسيده‌ام به خاصهء مهم و قابل ذكرى در آن برنخورده‌ام از اين‌رو بحث خود را كوتاه مىسازيم و به گفت‌وگو دربارهء نام آن مىپردازيم . پيش از اينكه بدين سخن آييم اين تذكر مفيد است كه گلپايگان و نواحى اطراف آن از مراكز قديم تمدن و فرهنگ اين سرزمين تا به روزگاران اجداد آريايى ما و سپس تا دورهء اشكانى و ساسانى بوده است و حتى در دوران تاريخ اسلامى نيز اين نواحى از جهات بسيار نامبردار بوده است . رجال بزرگ و مردان نامورى به آن و نواحى آن منسوب مىباشند . در بسيارى از روستاهاى آن نيز زبانى مورد تكلم است كه ريشهء قديم دارد و در دور و بر آن ديه‌هاى بسيار با اسامى كهن وجود دارد و همه ناشى از قدمت تمدن و فرهنگ اين ناحيت است . واژه‌شناسى : در تجزيهء حرف به حرف واژهء اسفاجرد به دو جزء مىرسيم : نخستين همان كلمهء « اسفا » معادل « اسف » و جزء دومين همان كلمه « جرد » عربى شدهء واژهء « گرد » است . اما جزء اول درست همان واژهء كهن « اسپه - اسب » است ( با فتح آخر ) كه برحسب معمول حرف « ف » جايگزين حرف « پ » شده است و فتحهء آخر به صورت الف ممدود درآمده است . تبديل « پ » به « ف » نظاير بسيار دارد ، همچنان‌كه در تحقيق نامهاى اسفه ، اسفهسالار ،

--> ( 1 ) - براى تحقيق دربارهء واژهء گلپايگان ن . ك . به : ذيل اين كلمه در همين كتاب . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 73 . در سال 1375 به 306 نفر رسيده است .